|
یک شنبه 3 آذر 1392برچسب:نوشته هاي آموزنده,نوشته هاي حميد مصدق, دل نوشته هاي من , :: :: نويسنده : لیندا فلیحی
شیشه پنجره را باران شست ....از دل من اما چه کسی نقش توراخواهد شست؟
آسمان سربی رنگ من درون قفس سرد اتاقم دلتنگمی پرد مرغ نگاهم تا دور
وای باران باران
پر مرغان نگاهم راشست.....-در میان من وتو فاصله هاست
گاه می اندیشم میتوانی تو به لبخندی این فاصله را برداری
تو توانایی بخشش داری
دست های تو توانایی آن را دارد که مرا
زندگانی بخشد
چشم های تو به من آرامش می بخشد ...
وتو چون مصرع شعری زیبا سطر برجسته ای از زندگی من هستی
دفتر عمر مرا
با وجود تو شکوهی دیگر
رونقی دیگر هست
می توانی تو به من زندگانی بخشی
یا بگیری از من آن چه را می بخشی.........
گاه می اندیشم
خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید؟
آن زمان که خبرمرگ مرا از کسی می شنوی
روی تو را کاشکی می دیدم
شانه بالا زدنت را-بی قید-
وتکان دادن دستت که -مهم نیست زیاد-
وتکان دادن سر را که-عجیب!عاقبت مرد؟
-افسوس
-کاشکی می دیدم!
من به خود می گویم :
"چه کسی باور کرد جنگل جان مرا آتش عشق تو خاکستر کرد؟.....
....با من اکنون چه نشستن ها خاموشی ها
با تو اکنون چه فراموشی ها
چه کسی می خواهد من وتو ما نشویم
خانه اش ویران باد"
![]()
چهار شنبه 29 آبان 1392برچسب:نوشته هاي آموزنده , نوشته هاي دكتر علي شريعتي , دل نوشته هاي من, :: :: نويسنده : لیندا فلیحی
از آدم هایی که در پس نگاه سردشان با لبخندی گرم فریبت می دهند دلم میگیرد از خورشیدی که گرم نمی کند...... و نوری که تاریکی می دهد ازکلماتی که چون شیرینی افسانه ها فریبت می دهند دلم می گیرد از سردی چندش آور دستی که دستت را می فشارد و نگاهی که به توست و هیچ وقت تو را نمی بیند
دکتر علی شریعتی
![]() زیباترین تصویری که در زندگانیم دیدم نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود... زیباترین سخنی که شنیدم سکوت دوست داشتنی تو بود ... زیباترین احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود ... زیباترین انتظار زندگیم حسرت دیدار تو بود ... زیباترین لحظه زندگیم لحظه با تو بودن بود... زیباترین هدیه عمرم محبت تو بود ... زیباترین تنهاییم گریه برای تو بود... زیباترین خواهشم ماندن تو کنار من بود ... زیباترین اعترافم عشــــق تو بود .... ![]() ![]() |